معنی بزستان
5 بازدید
[ بَ زِ ] (اِ مرکب) بازار و مخزن پارچه. (ناظم الاطباء).[ بُ زِ ] (اِخ) بوزستان. از شهرستانهای باستانی سیستان که سام نریمان آنرا بنا کرد. (از تاریخ سیستان ص ۲۴). بهار مصحح کتاب آرد: اصل این لغت در متن بوزستان یا بزستان بوده و مصحح آنرا تراشیده خوزستان کرده و این تراش غلط بنظر میرسد و اصل متن صحیح بوده است. بزستان یا بوزستان ممکن است بژستان و بعدالتعریب بجستان حالیه باشد. (از حاشیهٔ تاریخ سیستان چ بهار). رجوع به بجستان شود.
کلمات همقافیه با «بزستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر