معنی بزری
5 بازدید
[ بَ را ] (ع ص) زن سینه برآمدهٔ پشت درآمده. (ناظم الاطباء).[ بَ ] (ص نسبی) نسبت به بزر و آن دانه ایست که از آن روغن می گیرند. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «بزری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر