معنی بزرگین
5 بازدید
[ بُ زُ ] (ص نسبی / ص عالی) مقابل کوچکین. بزرگترین. (یادداشت بخط دهخدا): اما آن پسر بزرگین در دیه بود. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۳۰۰).
کلمات همقافیه با «بزرگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر