معنی بزرگنژاد
6 بازدید
[ بُ زُ نِ ] (ص مرکب) بزرگ زاده. بزرگ نسب. آنکه نژاد و نسب بزرگ دارد: بشکیب تا ببینی کآخر کجا رسد این کار از آن بزرگ نژاد بزرگوار.فرخی. که سزاوارتر بخلعت میر از تو ای مهتر بزرگ نژاد.فرخی.
کلمات همقافیه با «بزرگنژاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر