معنی بزرگدارو
5 بازدید
[ بُ زُ ] (اِ مرکب) این ازجملهٔ داروهای پارسیان است برای اخلاط. رجوع به ذخیرهٔ خوارزمشاهی شود. (یادداشت بخط دهخدا).
کلمات همقافیه با «بزرگدارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر