معنی بزرگآفرین
5 بازدید
[ بُ زُ فَ ] (ن مف مرکب) بزرگ آفریده شده. بزرگ خلقت. مخلوق عظیم و بزرگ : ز هر کشوری کرده شخصی گزین بزرگ آفرینش، بزرگ آفرین.نظامی.
کلمات همقافیه با «بزرگآفرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر