معنی بزرجمهری
7 بازدید
[ بُ زُ مِ ] (حامص) عمل و کار بزرجمهر. دانایی. حکیمی. حکمت دانی: خصم ار بزرجمهری یا مزدکی کند تأیید میر باد که حرز امان ماست.خاقانی.
کلمات همقافیه با «بزرجمهری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر