معنی بزد
7 بازدید
[ بُ / بُ زَ ] (فعل) از مصدر بختن یا بوختن و از مصدر دوم آن بزشن یعنی رهائی بخشیدن: بُزد؛ رهائی می بخشد. مهبزد؛ ماه نجات می دهد. ابوعلی ابزون مهبزد المجوسی شاعر است. ابزون. رجوع به ابوعلی ابزون... شود.
کلمات همقافیه با «بزد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زد» برای سرودن شعر