معنی بزبز
4 بازدید
[ بُ بُ ] (ع ص، اِ) زورآور بددل. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بُزابِز. (منتهی الارب). || غلام سبک روح در سفر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بُزابز. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بزبز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بز» برای سرودن شعر