معنی بزاعة
6 بازدید
[ بَ عَ ] (ع مص) ظریف و ملیح و باکیاست گردیدن کودک. (ناظم الاطباء). ظریف و ملیح خاستن کودک. (منتهی الارب) (آنندراج). ظریف شدن. (تاج المصادر بیهقی).[ بُ / بِ عَ ] (اِخ) شهری است مابین حلب و منج. (منتهی الارب). و رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «بزاعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر