معنی بر سنگ آمدن
5 بازدید
[ بَ سَ مَ دَ ] (مص مرکب) به سنگ برخوردن. بر سنگ آمدن پا. بسنگ آمدن پا. (آنندراج). - برسنگ آمدن تیر؛ بر نشانه اثر نکردن تیر و ننشستن آن به نشانه و مؤثر نیفتادن : صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است ناله را از دهنت تیر به سنگ آمده است. کلیم. بی اثر تا چند باشد نالهٔ شبگیر من تا کی از گوش گران بر سنگ آید تیر من. صائب.
کلمات همقافیه با «بر سنگ آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر