معنی بر روی آب آمدن
8 بازدید
[ بَ یِ مَ دَ ] (مص مرکب) بر روی کار آمدن که کنایه از ظاهر شدن باشد.
کلمات همقافیه با «بر روی آب آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر