معنی بر رخ انگشت سیاهی کشیدن
7 بازدید
[ بَ رْ، رُ اَ گُ تِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) کنایه است از رسوا نمودن. (آنندراج) (مجموعهٔ مترادفات): ز لوح سینه شستم پاک حرف بیگناهی را بدست خود کشیدم بر رخ انگشت سیاهی را. شاپور (آنندراج).
کلمات همقافیه با «بر رخ انگشت سیاهی کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر