معنی بر دفتر افکندن
6 بازدید
[ بَ دَ تَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از نوشتن. (برهان) (آنندراج) (مجموعهٔ مترادفات). بر دفتر نوشتن و ثبت کردن. (ناظم الاطباء): که این خوش حدیثی است بر دفتر افکن. خاقانی. حدیث عشق را بر دفتر افکند.خاقانی.
کلمات همقافیه با «بر دفتر افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر