معنی بر دادن

معنی بر دادن

6 بازدید
[ بَ دَ ] (مص مرکب) بار دادن. میوه دادن. ثمر دادن. حاصل دادن و نتیجه دادن : جهاندار بر چرخ چونین نبشت بفرمان او بر دهد هرچه کشت.فردوسی. اگر زمین برندهد تاوان برزمین منه... که ستاره از داد و بیداد چندان آگاهست که زمین از بر دادن. (منتخب قابوسنامه ص ۱۴). یا گرت پدر گبر بود مادر ترسا خشنودی ایشان بجز آتش چه دهد بر. ناصرخسرو. درخت پیشمانی از دینه روز در امروز باید که تان بردهد.ناصرخسرو. دعای زنده دلانت بلا بگرداند غم رعیت درویش بر دهد شادی.سعدی. گر نظری کنی کند کشتهٔ صبر من ورق ورنکنی چه بردهد کشت امید باطلم.سعدی. بلی تخم در خاک از آن می کنند که روز فروماندگی بردهد.سعدی. || رها کردن. (انجمن آرا) (برهان) (آنندراج). سردادن. اطلاق : بیاد بوک و مگر بیست سال بر دادم مرا خدای نداده ست زندگانی نوح. انوری (انجمن آرا). || گفتن. بر زبان راندن. (یادداشت مؤلف): ابوعلی دست بر نبض بیمار نهاد و گفت برگوی و محلتهای گرگان را نام بَردِه. آن کس آغاز کرد و نام محلت ها گفتن گرفت... پس ابوعلی گفت از این محلت کوی ها برده آنکس برداد... (چهارمقالهٔ عروضی). پس ابوعلی گفت کس می باید که در این کوی همه سرایها را بداند بیاوردند و سرایها را بردادن گرفت... ابوعلی گفت اکنون کسی می باید که نامهای اهل سرای بتمام بداند و بردهد بیاوردند بردادن گرفت تا آمد بنامی که همان حرکت عارض شد. (چهارمقاله). || برشمردن و دیکته کردن. تقریر کردن : امیر گفت سخت صواب آمد و زیادت خلیفه را برخواجه بردادن گرفت و وی می نبشت... (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۳۹۲).

کلمات هم‌قافیه با «بر دادن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید