معنی بر خاک افتادن
6 بازدید
[ بَ اُ دَ ] (مص مرکب) بر خاک نشستن. کنایه از خوار و بی اعتبار شدن. (آنندراج): چون خاک رهت شدم مزن بانگ درشت حیف است که آواز تو بر خاک افتد.حافظ.
کلمات همقافیه با «بر خاک افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر