معنی بر بر افکندن
8 بازدید
[ بَ بَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) پیوند کردن درخت. بارور ساختن. تلقیح : دگر آنکه تا او را [ درخت نخل را ] بر برنیفکنند و پیوند نکنند بر بر نیاورد. (فتوح ۳:۲۱۷). و مأبوره درخت خرماء پیراسته و بر بر افکنده باشد. یعنی پیوند کرده. (فتوح ۳:۳۴۵).
کلمات همقافیه با «بر بر افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر