معنی بریشمگر
6 بازدید
[ بَ شَ گَ ] (ص مرکب) ابریشم گر. ابریشم ساز. (ناظم الاطباء): گرچه یکی کرم بریشم گر است باز یکی کرم بریشم خور است.نظامی.
کلمات همقافیه با «بریشمگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر