معنی بریرة
5 بازدید
[ بَ ری رَ ] (ع اِ) یکی بَریر. یک میوه از پیلو. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به بریر شود.[ بَ ری رَ ] (اِخ) بنت صفوان، مولاة عائشه رضی اللََّه عنها، صحابیه است. (یادداشت دهخدا). وی را عقل و تیزهوشی بسیار بود و عبدالملک بن مروان حدیثی از او نقل کرده است. (از اعلام النساء ج ۱ ص ۱۲۹).
کلمات همقافیه با «بریرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر