معنی بریدنگاه
5 بازدید
[ بُ دَ ] (اِ مرکب) محل بریدن. جای بریدن. مَقطَع. محل تقاطع. (دانشنامهٔ علائی ص ۳۹): مُشدَّخ؛ بریدنگاه از گردن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بریدنگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر