معنی برگسون
6 بازدید
[ بِ سُنْ ] (اِخ) هانری. (۱۸۵۹ - ۱۹۴۱ م.) روانشناس فرانسوی. والدین وی یهودی و انگلیسی بودند. هانری پس از پایان تحصیلات متوسطه برای انتخاب رشتهٔ اختصاصی مدتی دچار تردید بود و نمی دانست میان ادبیات و علوم کدام را انتخاب کند. درین زمان ملیت فرانسوی را پذیرفت و وارد دانشسرای عالی فرانسه شد، و پس از پایان تحصیلات به تدریس فلسفه پرداخت. در سال ۱۹۱۸ م. برگسون به عضویت آکادمی فرانسه انتخاب شد. از آن ببعد، از پیشهٔ استادی دست کشید و بکار سیاست و امور بین المللی پرداخت، و با سمت ریاست هیئتی به ایالات متحدهٔ آمریکا رفت. پس از جنگ اول جهانی، به ریاست کمیتهٔ همکاری دانشوران برگزیده شد. در سال ۱۹۲۷ م. جایزهٔ نوبل به او عطا شد. اندیشهٔ عمیق او و کتابهای گوناگون که دربارهٔ نظارت بدیع فلسفی خود نوشته به او شهرت جهانی داده است. از آثار اوست: ماده و حافظه، تکامل اخلاق، دو منبع اخلاق و دین. تولد و درگذشت او در پاریس بوده است. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «برگسون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر