معنی برگسستن
6 بازدید
[ بَ گُ سَ سْ تَ ] (مص مرکب) جدا شدن. منقطع شدن. || جدا کردن. منقطع کردن. پاره کردن. بریدن. رجوع به گسستن شود.
کلمات همقافیه با «برگسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر