معنی برگدار
6 بازدید
[ بَ ] (نف مرکب) برگ دارنده. دارای برگ. برگ دهنده. برگ بارآورنده. (ناظم الاطباء). - برگدار ساختن؛ با برگ پوشاندن. (ناظم الاطباء). - برگدار شدن؛ پربرگ شدن. (ناظم الاطباء). دارای برگ گشتن.
کلمات همقافیه با «برگدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر