معنی برگ
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) بلگ. پلک. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به پلک شود. - برگ چشم؛ مژهٔ چشم که به عربی جفن خوانند. (آنندراج). بلگ چشم. (ناظم الاطباء).[ بَ ] (اِخ) دهی است از دهستان درزآب بخش حومهٔ شهرستان مشهد. سکنهٔ آن ۱۷۸ تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ بِ ] (اِخ) آلبان. (۱۸۸۵ -۱۹۳۶ م.) آهنگ ساز اتریشی، شاگرد آ. شونبرگ و از پیروان او. طرفدار آتونالیته (دستگاه جدید تحریر نتهای موسیقی که تابع قوانین تن نیست)، مصنف اپرای وتزک . (از فرهنگ فارسی معین) (از دایرة المعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «برگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر