معنی برکیارق
7 بازدید
[ بَ رُ ] (اِخ) ابن ملکشاه سلجوقی، ملقب به رکن الدین و مکنی به ابوالمظفر. از پادشاهان مشهور سلسلهٔ سلاجقه و چهارمین پادشاه (۴۸۶-۴۹۸ هـ . ق.) آن سلسله، پسر ارشد ملکشاه است. وی بنابر مشهور در سال ۴۷۱ و مطابق قول ابن خلکان ۴۷۴ بدنیا آمد و در هنگام وفات ملکشاه (۴۸۵) وی سیزده سال داشت و در اصفهان بود. ترکان خاتون زوجهٔ ملکشاه که محمودبن ملکشاه پسر چهارده سالهٔ خود را میخواست بسلطنت بردارد بفرمود تا برکیارق را بزندان افکندند اما نظامیه یعنی غلامان خاصهٔ نظام الملک طوسی که در اصفهان قدرتی داشتند علی رغم تاج الملک شیرازی که رقیب و محرک قتل نظام الملک بود و با ترکان خاتون همدست بود بشوریدند و برکیارق را از اصفهان بیرون برده و در ری بسلطنت برداشتند و در جنگی که بین او و ترکان خاتون در نزدیکی بروجرد روی داد (۴۸۵) برکیارق ظفر یافت و اصفهان را پس از مدتی محاصره گرفت و در آنجا بسلطنت نشست (۴۸۶). و رجوع به تاریخ گزیده ص ۴۸۲ و تاریخ الخلفاء ص ۲۸۴ و دایرة المعارف فارسی و تاریخ ایران عباس اقبال شود.
کلمات همقافیه با «برکیارق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر