معنی برکوفتن
5 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) کوفتن. رجوع به کوفتن شود. || خراب کردن. (یادداشت مؤلف): [ غوزیان ] بهر وقتی آیند بنواحی اسلام بهر جایی که افتد و برکوبند و غارت کنند و زود بازگردند. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «برکوفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر