معنی برکنان
6 بازدید
[ بَ کَ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال برکندن. جداکنان : همی رفت چون شیر کفک افکنان سر گور و آهو ز تن برکنان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «برکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر