معنی برکة
6 بازدید
[ بَ کَ ] (ع اِ) یک دوشیدن از دوشیدن بامداد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ بِ کَ ] (ع مص) برخیزانیدن ناقهٔ نشسته که شیرش ریزان باشد و دوشیدن آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ بُ کَ ] (ع اِ) مرغی است آبی، خرد و سپیدرنگ. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). ج، بُرک، أبراک، بُرکان، بِرکان. || غوکها. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || دیت و تاوان و مانند آن (منتهی الارب) یا مردان متحمل آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مزد آسیابان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گروه دیت خواه. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) ابن حسام الدوله، مکنی به ابوکامل و ملقب به زعیم الدولة. رجوع به زعیم الدوله... شود. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «برکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر