معنی برچیدگی
6 بازدید
[ بَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) حاصل مصدر است از برچیدن. حالت و وضع برچیده چنانکه انحلال یک مؤسسه و تعطیل یک بنگاه. (از فرهنگ فارسی معین). انحلال در اصطلاح تجارت. رجوع به برچیدن شود.
کلمات همقافیه با «برچیدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر