معنی برچخ
6 بازدید
[ بَ چَ ] (اِ) برچق. (آنندراج). ژوپین. زوبین. نیزهٔ کوچکی که هندوها در دست گیرند. (ناظم الاطباء). برچه. نیزهٔ کوچک که اغلب مردم هندوستان دارند. (آنندراج) (انجمن آرا). ژوبین است و آن نیزه ای است نه دراز و نه کوتاه. (برهان): از خنجر دو رویه سه کشور گرفتنش وز برچخ سه پایه دو سلطان شکستنش. خاقانی (آنندراج).
کلمات همقافیه با «برچخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چخ» برای سرودن شعر