معنی بروکلمن
8 بازدید
[ بْرُ / بُ رُ کِ مَ ] (اِخ) بروکلمان. مستشرق آلمانی. رجوع به بروکلمان شود.
کلمات همقافیه با «بروکلمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر