معنی برونی
5 بازدید
[ بِ / بُ ] (ص نسبی) منسوب به برون. بیرونی. خارجی. ظاهری. مقابل درونی. مقابل داخلی. (یادداشت دهخدا). و رجوع به بیرونی شود.
کلمات همقافیه با «برونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر