معنی برونگرد
5 بازدید
[ بَ رْ وَ گِ ] (اِخ) برونجرد، که قریهٔ بزرگیست به مرو. (یادداشت دهخدا). رجوع به برونجرد شود.
کلمات همقافیه با «برونگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر