معنی برونمرزی
5 بازدید
[ بِ / بُ مَ ] (ص نسبی) خارج از مرز. - حق (حقوق) برونمرزی؛ مصونیت خاصی است که پاره ای اشخاص مانند وزرای مختار و سفرای کبار نسبت به قوانین قضایی کشوری که در آنجا رفته اند دارا میباشند. (لغات فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «برونمرزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر