معنی برونسرا
6 بازدید
[ بِ / بُ سَ ] (اِ مرکب) بیرون سرا. بیرون سرای. || زری که در غیر دارالضرب و ضرابخانه سکه کرده باشند. (برهان) (ناظم الاطباء). پول قلب و بد که در غیر دارالضرب سکه زده باشند.
کلمات همقافیه با «برونسرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر