معنی بروز دادن
5 بازدید
[ بُ دَ ] (مص مرکب) آشکار کردن. (ناظم الاطباء). فاش کردن رازی را. (یادداشت دهخدا). || اقرار کردن به گناهی. اعتراف و اذعان کردن به سرقتی و مانند آن. (یادداشت دهخدا). || نمودن سارق مال مسروقی را. (یادداشت دهخدا).
کلمات همقافیه با «بروز دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر