معنی بروجی
7 بازدید
[ بَ رْ وَ ] (ص نسبی) منسوب به بَروَج، که شهری است در هند. رجوع به بروج شود.[ بَ رْ وَ ] (اِخ) صبغةاللََّه بن روح اللََّه بن جمال اللََّه بروجی حسینی نقشبندی. فقیه و صوفی که اصل او از اصفهان بود. در شهر بروج هند متولد شد سپس ساکن مدینه گشت و بسال ۱۰۱۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: إراءةالدقائق، که حاشیه ایست بر تفسیر بیضاوی، و باب الواحدة. (از الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۲۸۷ از خلاصةالاثر و هدیة العارفین).
کلمات همقافیه با «بروجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر