معنی بروجردی
5 بازدید
[ بُ جِ ] (ص نسبی) منسوب به بروجرد که شهری است از بلاد جبل. (از الانساب سمعانی). رجوع به بروجرد شود. || آنچه منسوب و مربوط به بروجرد باشد چون چیت و برنج و غیره. || قسمی قفل پیچ. (یادداشت دهخدا).[ بُ جِ ] (اِخ) (آیةاللََّه...) حاج آقا حسین طباطبائی، فرزند سیدعلی طباطبائی، از سلسلهٔ طباطبائیان بروجرد. مرجع تقلید شیعیان. وی در سال ۱۲۹۲ هـ . ق. در بروجرد متولد شد و پس از فراگرفتن مقدمات در بروجرد به اصفهان رفت و فقه را نزد حاج سیدمحمدباقر درچه ای و فلسفه را نزد میرزا جهانگیرخان خواند. آنگاه به نجف اشرف رفت و در محضر آخوند ملا کاظم خراسانی هشت سال تلمذ کرد. سپس به بروجرد بازگشت و مقیم شد. در سال ۱۳۲۴ هـ . ش. به تهران آمد و عازم مشهد گردید. پس از بازگشت از مشهد مقیم قم و مرجع تقلید شیعیان گردید. و بسال ۱۳۴۰ هـ . ش. در این شهر درگذشت. از تألیفات وی جز رسایل عملیه (که مکرر طبع شده) رسالهٔ منجزات مریض، تعلیقات بر اسفار (بصورت حاشیه بر نسخهٔ شخصی ایشان)، طبقات رجال، رساله ای در منطق و جزوه هایی در فقه را باید نام برد که هیچ یک تاکنون بطبع نرسیده. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بروجردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر