معنی بروج

معنی بروج

6 بازدید
[ بَ رْ وَ ] (اِخ) شهری در گجرات. (ناظم الاطباء). از مشهورترین شهرهای بحری هند است که از آنجا نیل و لک می آورند. (از مراصدالاطلاع).
[ بُ ] (ع اِ) جِ بُرج. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). برجها. || کوشکها و قلعه ها. (از آنندراج). رجوع به برج شود: {/B أَیْنَمََا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ اَلْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ .۱-۱۰۴:۷۸/} (قرآن ۴ / ۷۸)؛ هر جا باشید مرگ شما را درمی یابد اگرچه در برجهای سخت و استوار باشید. دیار دشمن وی را به منجنیق چه حاجت که رعب او متزلزل کند بروج حصین را. سعدی. || منازل آفتاب، که دوازده برج باشند. رجوع به بروج دوازده گانه در ترکیبات ذیل شود. این لفظ در عبری هم به معنی منزلگاه است و ازبرای منازل آفتاب که اشاره به دوازده برج منطقةالبروج می باشد مستعمل است که در حرکت سالیانهٔ آفتاب متصور میشود. بروج مذکور در یهودا منظر عبادت بت پرستانه بود. (از قاموس کتاب مقدس): خدای تعالی قوتی به پیغمبران داده است و قوت دیگر به پادشاهان... و هرکس که آنرا از فلک و کواکب و بروج داند آفریدگار را از میانه بردارد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۹۳). از شکل بروج و از منازل افتاده سپهر در زلازل.نظامی. - بروج آبی؛ (اصطلاح نجوم) سرطان و عقرب و حوت است. (از یادداشت دهخدا). - بروج آتشی؛ (اصطلاح نجوم) حمل و اسد و قوس است. (از یادداشت دهخدا). - بروج اثناعشر؛ بروج دوازده گانه. رجوع به بروج دوازده گانه در همین ترکیبات شود. - بروج بادی؛ (اصطلاح نجوم) جوزا و میزان و دلو است. (از یادداشت دهخدا). - بروج ثابته؛ برج ثور، اسد، دلو و عقرب. (یادداشت دهخدا). - بروج خاکی؛ (اصطلاح نجوم) ثور و سنبله و جدی است. (از یادداشت دهخدا). -بروج دوازده گانه؛ عبارتند از: حَمَل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو و حوت. و رجوع به فلک البروج و منطقةالبروج شود. - بروج هوایی؛ بروج بادی. رجوع به بروج بادی در همین ترکیبات شود. - فلک البروج؛ فلک ثوابت. منطقةالبروج. رجوع به فلک البروج شود. - منطقةالبروج؛ دایرهٔ فلکی که دوازده برج در آن واقع است. فلک البروج. رجوع به منطقةالبروج شود.
[ بُ ] (اِخ) (سورهٔ...) نام سورهٔ هشتادوپنجم از قرآن کریم است و آن مکیه می باشد و بیست ودو آیت دارد، پس از سورهٔ انشقاق و پیش از سورهٔ طارق واقع است و با آیهٔ {/B«وَ اَلسَّمََاءِ ذََاتِ اَلْبُرُوجِ»۱-۴۸۵:۱/} آغاز میشود.

کلمات هم‌قافیه با «بروج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید