معنی برواق
6 بازدید
[ بَ رْ ] (ع اِ) گیاه سریش. (الفاظالادویة). سریش کفشگران. (ناظم الاطباء). به لغت اهل مغرب اسم خنثی است. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). اَبُجة. اسفودالس. تیقلیش. چربش. خنثی. || به عجمی سنگی است سبک و زرد و چون بسایند مایل به سفیدی باشد و در عراق متکون گردد و مثل کهربا و سندروس کاه را می رباید. (از تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «برواق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر