معنی بروات
9 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ) جِ بَرات. (ناظم الاطباء). جمعی است که از کلمهٔ برات ساخته اند و برات خود نیز در اصل برائت بر وزن سلامت است. (نشریهٔ دانشکدهٔ ادبیات تبریز سال ۱ شمارهٔ ۲، از مطرزی). دستاویزها. سندها. چکها. براتها. حواله ها. (ناظم الاطباء): چندان برین گونه آمدشد کردندی که آن بروات در دست ایشان کهنه شدی و طمع از آن منقطع کرده. (تاریخ غازانی ص ۲۴۴). و همه اوقات و ساعات پروانه ها و احکام و بروات و انعام در حق ایشان مجری داشته. (تاریخ قم ص ۵). مستوفی اسناد را ضبط و بموجب بروات مهر وزیر و کلانتر و مستوفی حواله و بازیافت میشود. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۴۵ و ۴۷). - بروات شریفه؛ براتهای پادشاهی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بروات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر