معنی برهنه ساختن
7 بازدید
[ بِ رَ نَ / نِ تَ ] (مص مرکب) عریان کردن. لخت کردن. برهنه کردن. التفاء. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «برهنه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر