معنی برهم نشاندن
6 بازدید
[ بَ هَ نِ دَ ] (مص مرکب) برهم نشانیدن. یکی را بر زبر دیگری گذاشتن. (یادداشت دهخدا). اِلباد. (تاج المصادر بیهقی). تَراکب. (ترجمان القرآن جرجانی). تَلبید. رَکم. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «برهم نشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر