معنی برهمی
6 بازدید
[ بَ رَ ] (ص، اِ) خوارزمی در مفاتیح العلوم (چ مصر) گوید مفرد براهمه است به معنی یکی از اشراف عُبّاد هند.[ ] (اِ) به هندی قسمی از بیش است. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (مخزن الادویة). رجوع به بیش شود.
کلمات همقافیه با «برهمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر