معنی برهرهة
5 بازدید
[ بَ رَ رَ هَ ] (ع ص، اِ) زن سپید جوان نازک، و زن باگوشت لرزان اندام. (منتهی الارب). زنی که از نازکی و تری می لرزد. (دهار). زن پرگوشت که از تازگی لرزان باشد، و گویند زن سپید. (از ذیل اقرب الموارد از لسان).
کلمات همقافیه با «برهرهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر