معنی برنگاریدن
6 بازدید
[ بَ نِ دَ ] (مص مرکب) (از: پیشوند بر +مصدر نگاریدن) نگاشتن. نقش کردن : بر او برنگارید جمشید را پرستندهٔ ماه و خورشید را.دقیقی. رجوع به نگاریدن و نگاشتن و برنگاشتن شود.
کلمات همقافیه با «برنگاریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر