معنی برنگ
9 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ) جرس و درای. (برهان) (آنندراج): چو ماسورهٔ هند باری برنگ میان آکنیده به تیر خدنگ.نظامی. || غلق در خانه. || کلید، که عربان مفتاح خوانند. (برهان) (آنندراج). کلید و دربند. (ناظم الاطباء).[ بَ رَ ] (ص) دارای رنگ و لون. (ناظم الاطباء). این کلمه در ناظم الاطباء به فتح اول است اما ظاهراً باید مرکب از بِ + رنگ باشد، به معنی بارنگ و دارای رنگ: تلوّن؛ برنگ شدن. (تاج المصادر بیهقی). - برنگ دادن؛ رنگ کردن چیزی را. (آنندراج): گذشت عید بهار و ز تنگدستیها رخی برنگ ندادیم از حنای قدح. میرزا صائب (از آنندراج). || (اِ) مداد. مرکب. سیاهی دودهٔ مرکب. نقس. (یادداشت دهخدا). او را گفتند: یارب که سرش بریش ورگیرندا، این چه رسوائیست؟ جواب داد به زبان اصفهانی: «دفیران را برنگ اورنگ بود» یعنی کاتبان را سیاهی بر جامهٔ هنر باشد، چنانکه عرب گوید: إن المداد خلوق ثوب الکاتب. (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی ص ۱۱۱). مراد خالهای مرکب چکیده بر جامه است. (یادداشت دهخدا).[ بِ رِ ] (اِ) برنج کابلی و آن تخمی است دوایی که بیشتر از کابل آوردند. (برهان). قسمی از هلیله. (ناظم الاطباء). برنج کابلی. (الفاظالادویة). رجوع به برنج و برنج کابلی شود.[ بِ رِ ] (اِ) برنج، که آلیاژی است. (از فرهنگ فارسی معین). از آن در ساختن اشیاء فلزی استفاده کنند. رجوع به برنج شود.[ بُ رُ ] (اِ) اندوخته و ذخیره و پس انداز. (برهان). نفع و سود و حاصل و ذخیره و اندوخته. (ناظم الاطباء). || (اِخ) نام ولایتی است که قطب جنوبی آنجا دیده میشود. (برهان). نام آن قسمت از زمین که در آن قطب جنوب نمایان است. (ناظم الاطباء).[ بِ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل. سکنهٔ آن ۱۰۷ تن است. آب آن از رودخانهٔ هیرمند و محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ بِ رَ ] (اِخ) ویتوس. (۱۶۸۰ - ۱۷۴۱ م.). دریانورد دانمارکی. وی بسال ۱۷۲۸ م. تنگه و دریای برنگ را کشف کرد و آنها به اسم او نامیده شدند. (از فرهنگ فارسی معین). برینگ.[ بِ رَ ] (اِخ) (دریای...) دریایی است منشعب از اقیانوس کبیر که بوسیلهٔ تنگه ای بهمین نام آسیا را از آمریکا جدا میسازد. این دریا امتداد شمالی اقیانوس کبیر است و بین سیبریه و آلاسکا قرار دارد و مساحت آن در حدود ۲۲۷۳۰۰۰ کیلومتر مربع است. (از دایرة المعارف فارسی) (از فرهنگ فارسی معین).[ بِ رَ ] (اِخ) (باب...، تنگهٔ...) تنگه ایست به عرض تقریباً ۹۰ کیلومتر که آسیا را از امریکا جدا میسازد (منتهی الیه شمال شرقی آسیا و منتهی الیه شمال غربی امریکا) بین اقیانوس کبیر و اقیانوس منجمد شمالی واقع است. کاشف آن ویتوس برنگ (برینگ) است. (فرهنگ فارسی معین). برینگ.
کلمات همقافیه با «برنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر