معنی برنو
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) دیبای تنک و حریر نازک. (برهان) (آنندراج). پرنو. برنون. و رجوع به برنون شود.[ بِ نُ ] (اِخ) نام شهری است که کرسی موراوی از کشور چکسلواکی است. این شهر مرکز مهم صنعتی از قبیل نساجی و ماشین سازی و اسلحه سازی است و دارای ۱۳۳۶۳۷ تن جمعیت است. این شهر در جنگ بین الملل دوم آسیب فراوانی دید. (از دایرة المعارف فارسی). - تفنگ برنو؛ تفنگ منسوب به شهر مزبور.
کلمات همقافیه با «برنو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر