معنی برنغار
10 بازدید
[ بُ رُ ] (ترکی، اِ) فوجی که بروز جنگ جانب دست راست پادشاه استاده باشد. (غیاث) (آنندراج). میمنهٔ لشکر. (ناظم الاطباء). برانغار. رجوع به برانغار شود.
کلمات همقافیه با «برنغار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر