معنی برنشاندن

معنی برنشاندن

7 بازدید
[ بَ نِ دَ ] (مص مرکب) (از: پیشوند بر +مصدر نشاندن) متعدی برنشستن. سوار کردن. ارکاب. - سپاه (سپه، لشکر) برنشاندن؛ مجهز کردن آن. آماده کردن آن برای رفتن : چو گفتار بشنید و نامه بخواند سپاه پراکنده را برنشاند.فردوسی. چو نامه بخوانی سپه برنشان بدین بارگاه آی با سرکشان.فردوسی. چو بیدار شد بخردان را بخواند سران سپه را همه برنشاند.فردوسی. فرستاده را چون بر اینسان براند همانگه سپه رزم را برنشاند.اسدی. لشکریان را ازبرای دفع شر... برنشاند. (سندبادنامه ص ۲۰۲). - به گاه برنشاندن؛ به پایگاه بلند رساندن. بر تخت نشاندن : به نیکی نبد شاه را دستگاه وگرنه مرا برنشاندی بگاه.فردوسی. || سوار اسب کردن : طاهر او را... خلعت داد و برنشاند سوی برادر فرستاد. (تاریخ سیستان). غازی سه بار دیگر زمین بوسه داد و سپاهداران اسب سپهسالار خواستند و برنشاندند. (تاریخ بیهقی). || به مجاز، آماده و مهیای حرکت کردن : رسول را برنشاندند و آوردند. (تاریخ بیهقی ص ۲۹۰). رسول و خادم را برنشاندند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۷۶). || جای دادن. قرار دادن. متمکن ساختن. بر تخت نشاندن. در جای بزرگان نشاندن : به ایوان فرستاده را پیش خواند به تخت گرانمایگان برنشاند.فردوسی. و رجوع به نشاندن شود. || نصب کردن سرنیزه را. (ناظم الاطباء): تَنصیل؛ برنشاندن تیغ و پیکان و سنان. (تاج المصادر بیهقی). || درنشاندن. مرصع کردن. ترصیع، چنانکه گوهری یا پولکهای فلزی را بر چوبی یا چرمی یا سنگی و مانند آن. (یادداشت دهخدا): گر کوکب ترکشْت ریخته شد من دیده بترکشْت برنشانم.عماره.

کلمات هم‌قافیه با «برنشاندن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید